<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های نوین در علوم منابع طبیعی</title>
    <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های نوین در علوم منابع طبیعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین عوامل فیزیوگرافیک و گسترش آفت نیمه انگلی دارواش در جنگل-های زاگرس (مطالعه موردی: جنگلهای بلوط شهرستان جوانرود، استان کرمانشاه)</title>
      <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/article_241174.html</link>
      <description>دارواش (Loranthus europaeus L.) یکی از انگل‌های گیاهی اصلی است که بوم‌سازگان‌های شکننده جنگل‌های بلوط غرب ایران را تهدید می‌کند. در طی مشاهدات صورت گرفته از جنگل‌های بلوط زاگرس در شهرستان جوانرود این نتیجه به دست آمد که در سال‌های گذشته فراوانی آلودگی این جنگل‌ها با گونه نیمه انگلی دارواش افزایش یافته است. با هدف تحقیق در مورد این پدیده، پس از بررسی‌های به عمل آمده، یکی از مناطق پراکنش شدید داوراش به مساحت 200 هکتار انتخاب شد. با استفاده از آماربرداری 100 درصد وضعیت آلودگی، گونه درختی و تاثیرات عوامل فیزیوگرافی مانند شیب، ارتفاع از سطح دریا و جهت دامنه بر گسترش آن بررسی شد. بیشترین فراوانی آلودگی مربوط به گونه بلوط ایرانی با درصد 5/67 درصد، سپس به گونه مازودار با 9/23 درصد و کمترین آن مربوط به گونه کیکم با 85/0 درصد بود. فراوانی آلودگی جنگل بلوط با دارواش ارتباط مستقیمی با ارتفاع، شیب و جهت دامنه داشت و درنتیجه توزیع و شیوع آن توسط عوامل محیطی کنترل می-گردد. لذا پیشنهاد می‌شود با اولویت‌دهی به گونه‌های حساس و نواحی با شیب و ارتفاع مستعد، برنامه‌های پایش و حذف دارواش به‌صورت منطقه‌ای و هدفمند اجرا شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر نوع بستر بر عملکرد رشد گیاه فلفل (Capsicum annuum) و ماهی گوپی (Poecilia reticulata) در یک سیستم آکواپونیک</title>
      <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/article_241175.html</link>
      <description>آکواپونیک یک سیستم تولید پایدار گیاه توام با پرورش ماهی است. در این مطالعه به منظور طراحی یک سیستم آکواپونیک جهت کشت گیاه فلفل از دو بستر متفاوت پشم شیشه و زئولیت برای استقرار گیاه و نقش آنها بر عملکرد گیاه فلفل و ماهی گوپی استفاده شد. به این منظور دو سیستم آکواپونیک طراحی و مستقر گردید. در طول دوره شرایط زیستی پایدار برای هر دو سیستم از نظر نور و دما در نظر گرفته شد. بعد از اتمام دوره، پارامتر های رشد (رشد ویژه، افزایش طول و وزن، ضریب چاقی و بقاء) در ماهی و برخی ویژگی های گیاه ( طول ریشه، تعداد برگ و گل دهی) اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد رشد ماهی در هر دو سیستم متفاوت بوده و از این نظر بستر دارای پشم شیشه دارای عملکرد بهتری است در صورتی که گیاه فلفل بویژه طول ریشه در سیستم آکواپونیک حاوی بستر زئولیت راندمان بهتری را نشان داد. طبق نتایج نوع بستر جهت استقرار گیاه در یک سیستم آکواپونیک می تواند بر راندمان و عملکرد گیاه و ماهی تاثیر گذار باشد. بر این اساس برای رشد ماهی بستر پشم شیشه مناسب بوده و می تواند منجر به بهبود شاخص های رشد گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت‌های دانش بومی در مدیریت مراتع عشایری</title>
      <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/article_241178.html</link>
      <description>دانش بومی هر قوم دانشی است که آنان را قادر به تأمین نیازمندی‌های خود کرده، بدون اینکه منابع را تحلیل برد. بنابراین در توسعه پایدار تمام جوامع کارآمد خواهد بود. در این راستا مقاله حاضر با هدف واکاوی دانش بومی مدیریت مراتع در دو بخش مدیریت چرا و اصلاح و توسعه مراتع در بین عشایری طوایف عشایری منتخب استان‌های گیلان، اردبیل، بوشهر، چهارمحال وبختیاری، لرستان، خراسان رضوی، مازندران، گلستان، سمنان، همدان و اصفهان که تجربه طولانی مدت در زمینه مرتع‌داری‌ دارند، صورت پذیرفت. رویکرد تحقیق کیفی، نوع تحقیق اکتشافی، نحوه گردآوری داده میدانی بود. بر اساس موضوع و هدف، استراتژی پژوهش، مردم‌نگاری بر پایه پارادایم ساخت‌گرایی اجتماعی( واقعیت ساخته شده توسط جامعه) انتخاب گردید. تئوری پشتیبان، نظریه یادگیری اجتماعی بود که طی آن دانش بومی عشایر سینه به سینه با مشاهده و تقلید تاکنون تداوم داشته است. شیوه‌های نمونه‌گیری هدفمند و نظری بودند. حضور معرفان کلیدی نیز در تحقق اهداف موثر واقع گردید. ابزارهای گردآوری داده مصاحبه نیمه ساختارمند و روش مشاهده مشارکتی بودند. گردآوری و تحلیل داده‌ها بصورت همزمان صورت پذیرفت. مرحله اشباع نظری با 75 نفر مشارکت‌کننده حاصل گردید و این مرحله زمانی بود که با ادامه مصاحبه، داده جدیدی تولید نگردید. داده‌ها از روی ضبط صوت بر روی کاغذ پیاده شده و نتایج آیتم به آیتم با اقتباس از شیوه مردم‌نگاری "پست مدرنیسم" با استفاده از مدل توصیفی ارائه گردید. ن</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مؤلفه‌های تنوع زیستی و الگوهای هم‌باشی گونه‌های گیاهی در مراتع قرق و تحت چرا با استفاده از بسته tabula در محیط R (مطالعه موردی: شهرستان زیرکوه، خراسان جنوبی)</title>
      <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/article_242235.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کارایی بسته نرم‌افزاری tabula در محیط R برای مطالعات جامعه‌شناسی گیاهی و سنجش تأثیر قرق بلندمدت بر مؤلفه‌های تنوع زیستی مراتع شهرستان زیرکوه، خراسان جنوبی انجام شد. نمونه‌برداری در دو منطقه تحت چرا و قرق (حداقل 30 سال) با استقرار ۶۰ پلات ۴ مترمربعی به روش تصادفی-سیستماتیک در امتداد ترانسکت انجام گرفت. شاخص‌های تنوع آلفا، بتا و ضرایب تشابه با استفاده از بسته tabula محاسبه شدند. نتایج نشان داد علیرغم تراکم پایه بیشتر در منطقه تحت چرا (۲۹۶۰ پایه)، این منطقه از غنای گونه‌ای بالاتری (۲۵ گونه) نسبت به منطقه قرق (۲۲ گونه) برخوردار بود. شاخص‌های تنوع شانون-وینر (۲۶/۱ در مقابل ۹۰/۰)، بریلوئین (۲۵/۱ در مقابل ۸۹/۰) و مک‌اینتاش (۳۸/۰ در مقابل ۲۱/۰) مقادیر بالاتری را در منطقه تحت چرا نشان دادند (۰۱/۰ &amp;amp;gt;P). برآوردگر چائو ۱ در منطقه تحت چرا (۹۸/۷۴) به مراتب بیشتر از منطقه قرق (۰۹/۳۴) بود که حاکی از پتانسیل بالاتر گونه‌های مشاهده‌نشده است. در مقابل، شاخص‌های غالبیت سیمپسون (۳۹/۰ در مقابل ۶۳/۰) و برگر-پارکر (۵۴/۰ در مقابل ۷۸/۰) بیانگر غالبیت بالاتر در منطقه قرق بودند. تحلیل‌های بازنمونه‌گیری، پایداری برآوردها را تأیید و اریبی مثبت را در هر دو منطقه نشان دادند. شاخص کدی با مقدار ۵/۱۰، نرخ بالای جایگزینی گونه‌ها را در طول گرادیان چرا آشکار ساخت. گونه جوموشی (Bromus tectorum) فراوان‌ترین گونه در هر دو منطقه بود، در حالی که چمن پیازدار (Poa bulbosa) وابستگی شدیدی به حضور دام نشان داد و فراوانی آن در شرایط قرق به شدت کاهش یافت. بسته tabula کارایی بالایی در محاسبه دقیق شاخص‌های تنوع، برآورد اریبی و خطا با روش‌های بازنمونه‌گیری، و مصورسازی الگوهای هم‌باشی و فراوانی گونه‌ها داشت. این پژوهش نشان داد قرق بلندمدت لزوماً به افزایش تنوع گونه‌ای منجر نمی‌شود و طراحی برنامه‌های مدیریتی نیازمند رویکردی انعطاف‌پذیر و مبتنی بر شرایط بوم‌شناختی منطقه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند تغییرات پوشش گیاهی ایران با استفاده از شاخص NDVI تصاویر ماهواره‌ای MODIS در بازه زمانی 2020-2000</title>
      <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/article_242236.html</link>
      <description>هدف&amp;amp;nbsp;از این پژوهش، تحلیل روند تغییرات پوشش گیاهی در کشور ایران طی بازه زمانی ۲۰ ساله از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ با استفاده از شاخص تفاضل نرمال‌شده پوشش گیاهی (NDVI) حاصل از داده‌های ماهواره‌ای سنجنده MODIS است. در این تحقیق از شاخص تفاضل نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI) ماهانه سال‌های 2000، 2010 و 2020 در بازه زمانی 2000-۲۰21، که از تصاویر ا ماهواره ترا سنجنده مودیس (MOD13A2) بدست آمده، استفاده ‌شد. برای تحلیل روند تغییرات داده‌های سری زمانی ماهانه NDVI &amp;amp;nbsp;و پردازش آن‌ها در محیط نرم‌افزاریGIS، شاخص NDVI به 5 کلاس تقسیم شدند. بررسی تغییرات متوسط سالانه شاخص NDVI از سال 2000 تا 2020 نشان داد که بیشترین مقدار این شاخص در سال‌های مختلف در قسمت‌های شمالی، شمال غربی، به صورت پراکنده در قسمت‌های غربی و جنوب غربی ایران مشاهده شده‌است. بررسی تغییرات شاخص NDVI در بازه زمانی 20 ساله نشان داد که در کل مساحت ایران این شاخص در بازه زمانی 2000 تا 2010، 2010 تا 2020 و 2000 تا 2020&amp;amp;nbsp; به ترتیب حدود 25 درصد از منطقه مورد مطالعه افزایشی و حدود 75 درصد آن کاهشی بوده است. بررسی شاخص پوشش گیاهی NDVI در پنج کلاس&amp;amp;nbsp; 1/0 -0، 2/0-1/0، 4/0- 2/0، 6/0 &amp;amp;ndash; 4/0 و بیش از 6/0 در سال‌های 2000، 2010 و 2020 نشان می‌دهدکه این کلاس‌ها در سال 2000به ترتیب 61/52، 02/39، 28/6، 21/1، 88/0، همچنین این کلاس‌ها در سال 2010به ترتیب 28/44، 36/35، 8/17، 62/1، 94/0 و در سال 2020 به ترتیب 05/40، 21/39، 08/18، 75/1، 92/0درصد از منطقه مورد مطالعه را به خود اختصاص داده‌است. بررسی درصد تغییرات مساحت کلاس‌های مختلف NDVI&amp;amp;nbsp; ایران را در سال 2000 تا 2020 نشان داد که در این بازه زمانی &amp;amp;nbsp;درصد مساحت کلاس 4/0- 2/0 و 6/0 &amp;amp;ndash; 4/0 افزایش یافته که این افزایش بین سال‌های 2000-2020 به ترتیب حدود 36/18 و 85/0درصد بوده‌است. نتایج حاصل نشان داد که در طی این بازه زمانی، بخش عمده‌ای از منطقه مورد مطالعه دچار کاهش پوشش گیاهی شده است، به‌گونه‌ای که تنها 78/20 درصد افزایش و 22/79 درصد کاهش NDVI مشاهده شد. همچنین، کاهش پوشش در کلاس‌های پایین‌تر &amp;amp;nbsp;(1/0-0) NDVI &amp;amp;nbsp;و افزایش در کلاس‌های متوسط 4/0-2/0 و 6/0-4/0 مشاهده گردید که بیانگر افزایش پوشش درختچه‌ای و مراتع است. این مطالعه نقش مؤثر سنجش از دور را در تحلیل تغییرات اکوسیستمی و پوشش گیاهی در مقیاس‌های وسیع تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی همبستگی شاخص&amp;shy;های تنوع با عملکردهای فردی و چندگانه اکوسیستم در مقیاس سیمای سرزمین</title>
      <link>https://nrsj.malayeru.ac.ir/article_244191.html</link>
      <description>الگوی سیمای سرزمین و تغییرات آن، بازتابی از اکولوژی محیط&amp;amp;shy;زیست است. عملکرد اکوسیستم به&amp;amp;shy;دلیل ناهمگنی‌های بیوفیزیکی یا مدیریتی و واکنش‌های حیاتی نسبت به این عوامل در سیمای سرزمین، متغیر است. مطالعه حاضر با هدف بررسی چگونگی اثر جنبه&amp;amp;shy;های متفاوت تنوع زیستی بر عملکردهای مختلف یک سیمای ناهمگن در زاگرس مرکزی صورت گرفت. بدین منظور از تصاویر گوگل ارث جهت طبقه&amp;amp;shy;بندی منطقه استفاده شد. نقشه طبقه&amp;amp;shy;بندی با لکه‌های متنوع و قرارگیری آن&amp;amp;shy;ها در هفت کلاس‌ متفاوت از نظر جامعه گیاهی تولید شد. از هر نوع لکه گیاهی 4 الی 5 لکه که توزیع مناسبی در سطح منطقه داشتند جهت آماربرداری انتخاب و بسته به اندازه هر لکه ابتدا 5 الی 10 ماکروپلات 30*30 مترمربعی به&amp;amp;shy;طور تصادفی- سیستماتیک مستقر شد. نمونه&amp;amp;shy;برداری از فاکتورهای پوشش و خاک با استفاده از 3 پلات 2*2 مترمربعی در هر ماکروپلات مطابق با زمان اوج رشد گونه&amp;amp;shy;های گیاهی انجام شد. عملکرد اکوسیستم بر پایه ارزیابی مجموعه‌ای از شاخص‌های کلیدی عملکردی در بخش‌های گیاهی و خاکی، مورد کمی‌سازی قرار گرفت. به‌منظور برآورد چندعملکردی اکوسیستم (EMF)، مقادیر استاندارد شده عملکردهای مختلف با استفاده از روش Z-score محاسبه و میانگین آن‌ها برای هر لکه با بهره‌گیری از بسته آماری "multifunc" در نرم‌افزار R 4.2.2 به‌عنوان شاخص یکپارچه چندعملکردی تعیین شد. در مرحله بعد استخراج شاخص&amp;amp;shy;های مختلف تنوع گونه&amp;amp;shy;ای، تنوع عملکرد و تنوع بتای عملکرد با استفاده از بسته&amp;amp;shy;های آماری "vegan"، "FD"و "betapart" در نرم&amp;amp;shy;افزار R انجام گرفت. در نهایت، با استفاده از بسته&amp;amp;shy;های آماری "ggplot2"، "ggpubr" و "ggcorrplot" در نرم&amp;amp;shy;افزار R اقدام به بررسی روابط رگرسیونی و همبستگی شد و ارتباطات موجود با تحلیل سطح معنی&amp;amp;shy;داری و مقدار ضریب تبیین (R2) تعیین شد. نتایج نشان داد که عملکردهای اکوسیستم احتمالا به ارزش ویژگی&amp;amp;shy;های عملکردی گونه&amp;amp;shy;های غالب آن بستگی دارد. ، هویت عملکردی گونه‌های غالب از طریق مکانیسم‌های مشابهی که عملکردهای فردی را افزایش می‌دهد، بر چندعملکردی نیز تاثیر می&amp;amp;shy;گذارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
